|موازی|

دغدغه های خانم جولی لیپن
مشخصات بلاگ
|موازی|

نوشتن حالمو خوب میکنه.
عمدتا وقتی خرابم وقتی کسی منتظرم نیست
وقتی کسی رو برای درد و دل ندارم
و کلی حرف دارم
میام اینجا..

همسرِ پروفسور لیپن!

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۶، ۰۲:۳۸ - محمدباقر قنبری نصرآبادی
    بسیار عالی
  • ۶ مهر ۹۶، ۰۸:۴۲ - مهندس رضا عباسی
    لایک
پیوندها
دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۰ ب.ظ

دنیل ردکلیف-یهودیت-چشمان ابی زهرا

از نوجوانی حدود 13 سالگی طرفدار هری پاتر هستم. و از بدو تولد محب علی (علیه السلام).
ربطش را در ذهنم میدانم.

این روزهای عجیب تنها تفریح من سرزدن به فن پیج های هری پاتری پیج های دن اما مت جسی روپرت الن ایوانا بانی تام افشان و سایر بازیگرهای فیلم و البته رولینگ هست. و دیدن هر از گاهی فیلم هاو کلیپ هایی ک از اینها منشتر میشود فکت هایی ک نوشته میشود طنزها و جملات زیبایی که درباره هری پاتر نوشته میشود.

دیشب که در حال چرخیدن در این صفحات بودم جمله ی زیبایی خوندم. نوشته بود " من عاشق هری پاتر هستم چون با آن بزرگ شدم زندگی کردم و لذت بردم. و هری پاتر تنها پسری بود که هیچوقت مرا ترک نکرد." این جمله خیلی روی من تاثیر گذاشت و دقیقا چیزی بود که منبا تمام وجودم حسش کرده بودم. من عاشق هری پاتر بودم با آن بزرگ شده بودم زندگی کرده بودم و لذت برده بودم و هری پاتر تنها چیزی و کسی بود که هیچوقت مرا ترک نکرده بود.

دیشب تا ساعت ها تحت تاثیر بودم و این جملات رو در تاریکی اتاق زیر پتو و بین پهلو به پهلو شدن هایم زمزمه میکردم و گاهی لبخند میزدم.

چند وقتی بود که توی این گشت و گذارهای پاترهدی ام یک عکس از کودکی دنیل ردکلیف دیده بودم که یک پیراهن ابی به تن دارد که روی جیب ان پیراهن ستاره ی شش پر دوخته شده. همان دومثلث درهم که یکی وارونه روی و درون دیگری قرار دارد.

وقتی ان عکس را دیدم نخواستم باورش کنم من را به وحشت انداخت نه چون اسطوره و قهرمان دوست داشتنیم یه ستاره شش پر روی سینه دارد. ان ستاره میتوانست کاستومی باشد برای فیلمی که مثلا در ان بازی میکرده. نه! ان چیزی که در ابتدای امر مرا وحشت زده کرد تصویری بود از فیلمی که در کودکی دیده بودم. فیلم "چشمان آبی زهرا" .

وقتی هفت یا هشت ساله بودم شاید در نزدیکی های روز قدس الان به خاطر ندارم فیلمی از تلوزیون دیدم به اسم "چشمان ابی زهرا". این فیلم که تا جایی که خاطرم هست تولید کشورهای عربی بود و ایرانی نبود داستان ترسناکی داشت. داستان دختر بچه ی زیبایِ فلسطینی ای بود که توسط صهیونیست ها دزدیده شده بود و صهیونیست ها قصد داشتند چشمان دخترک را به پسری به نام "تئودور" که پسر افلیج و درب و داغان یک شخص مهم حکومتی یا نظامی بود پیوند بزنند. در این ماجرا زهرا نابینا و تئودور بینا می شد.

سالهای هفتاد تا هشتاد مثل الان نبود که برنامه و فیلم ها اینقدر تنوع داشته باشد و تعداد محدودی فیلم بود که برای مناسبت های خاص بود و مناسبت که فرامیرسید گنجه را باز میکردند خاک فیلم را میگرفتند و نمایش میدادند. مثلا ما همیشه میدانستیم که در تمام اعیاد عید فطر غدیر قربان و... شبکه دو سینماییِ "دزد و پلیس آهنی" را پخش میکند. ردخور نداشت. حتما پخش میشد.

و البته چشمان ابی زهرا.. ان هم پخش میشد. همیشه از این فیلم وحشت داشتم. همیشه خودم را جای زهرا میدیدم. میترسیدم و احساس بی پناهی میکردم. چشمان من هم ابی بود این باعث میشد بیشتر از ان وحشت کنم. به خاطر ندارم اخر فیلم چه اتفاقی افتاد اما چیزی که خوب یادم مانده "پیراهن های ابی صهیونیست ها با نشان ستاره شش پر روی لباس ها" است. این خاطره باعث وحشت من از دیدن ان تصویر از کودکی های دنیل ردکلیف شد.

امروز کنجکاو شدم درباره دین دنیل سرچ کنم. و به مصاحبه ای از او برخوردم که در مراسم تحلیف "باراک اوباما" شرکت کرده و این مصاحبه ترجمه شده و در سایت "دمنتور" موجود است. دنیل ردکلیف در این مصاحبه گفته است که "مادر یهودی است. از نظر خونی یهودی هستم. و به یهودی بودنم افتخار میکنم."

دنگ..

یک توضیح کوچک درباره ی یهودیت لازم است بگویم. سال ها پیش در زمان حضرت موسی (علیه السلام) خداوند قوم او را برگزید و برترین قوم جهان اعلام کرد و این قوم را قوم برتر و برگزیده نامید. این قوم "بنی اسرائیل" نام داشتند. بعد از مدتی این قوم دچار لرزش هایی شد و خداوند این نسبت را از انها برداشت و گفته شده به قوم دیگری در اخرالزمان داد.

درباره یهودیت عصر حاضر قضاوتی نمیکنم. فقط توجه شما را به چند نکته جلب میکنم و قضاوت را به شما میسپارم.

یهودیت عصر حاضر بعلت نکته ای که درباره ی برگزیدگی شان در بالا اشاره کردم بیش از انکه یک دین باشد یک نژاد است. کسی نمیتواند به دین یهودیت بگراید و یهودی شود. مگر انکه از پدر و مادری یهودی باشد. مخصوصا مادر باید یهودی باشد. نمیدانم به چه علت اما بیشتر مقید به این هستند که مادر باید یهودی باشد تا فرزندش یهودی باشد.

یهودیان از ابتدا به فرزندانشان چیزهای عجیبی میگویند. مثلا یکی از انها این است که تو فرزندی از نسل برگزیده هستی تو یک موجود برگزیده و خاص هستی و مابقی انسان ها (غیریهودیان) موجودات عادی و کم ارزش هستند. تو مهم هستی برای خدا و کائنات و بقیه افراد بی اهمیت هستند.

البته این تفکر که مثال زدم در میان صهیونیست ها بصورت یک فاجعه بیان میشود. صهیونیست ها به فرزندانشان میگویند خدا انسان ها (یهودیان) را افرید و حیواناتی شبیه ما(غیریهودیان). دیگر خود حدیث مفصل خوانید زین مجمل.

گونه جهش یافته ای از ویروس نژادپرستی درون انها زندگی میکند که برای تمام بشریت خطرناک است. این ویروس از انها موجودات خطرناک بالقوه (درباره یهودیان) و بالفعل (درباره صهیونیست ها) ساخته است که هر ان اگر قدرت بگیرند ممکن است همه ی بشریت رو به زنجیر کشیده غارت کنند یا بدرند. کما اینکه در مقیاس کوچک کشور اسرائیل را میبینیم که زمین های فلسطین خانه های فلسطین باغات و کوه ها و نهرهای فلسطین را غارت مردمش را به زنجیر و کودکانشان را درید و در صبرا و شتیلا حتی دست به نسل کشی انها زد. و در مقیاس جهانی تر نظام سرمایه داری حاکم بر اقتصاد جهانی که درحال غارت مردم جهان است و تمام سران انها یهودیان با ملیت های مختلف هستند.

آفتاب آمد دلیل آفتاب..

با اینکه ردکلیف در مصاحبه گفته بودکه من ادم خیلی مذهبی ای نیستم ولی تربیت یهودیت چنان سیطره ای بر افکار او داشت که با ادبیاتی کاملا یهودی درباره ی این موضوع حرف زد. او گفت "مادرم یهودی است" با این جمله به اصالت برتر در یهودیت یعنی اصیل تر بودن کسی که از مادری یهودی زاده میشود ناخواسته اشاره کرد که من در ان #استیعلاجویی و #نژادپرستی میبینم. و گفت "از لحاظ خونی یهودی هستم" اشاره به نژادبودن یهودیت و دین نبودن ان داشت و از خون حرف زد خونِ یهودی.. که این خود بصورت ناخواسته #استیعلاجویی و #نژادپرستی پنهان در ناخوداگاه او را به نمایش گذاشت. و جمله اخر "من به یهودی بودنم افتخار میکنم".

شما را با جمله ی اخر یک یهودی تنها میگذارم. اگر این جملات نژادپرستانه و تحقرامیز از ناخوداگاه یک یهودی لاقید بیرون امده. ر میداند و خدا رحم کند به انچه در خوداگاه یک یهودی مقید میگذرد.

الان تنها حسی که دارم این است که میخواهم این کثافت ها را که مایه ننگ بشریت هستند را نابود کنم. میخواهم یک مهره کوچک باشم درون سپاهی که برای نابودی این موجودات خطرناک میجنگد. میخواهم کمکشان کنم. این جبهه ی حق جبهه ی علی (علیه السلام) و اولاد اوست.

بسم الله.. یاعلی..
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۴
خانم جولی لیپن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">