|موازی|

دغدغه های خانم جولی لیپن
مشخصات بلاگ
|موازی|

نوشتن حالمو خوب میکنه.
عمدتا وقتی خرابم وقتی کسی منتظرم نیست
وقتی کسی رو برای درد و دل ندارم
و کلی حرف دارم
میام اینجا..

همسرِ پروفسور لیپن!

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۶، ۰۲:۳۸ - محمدباقر قنبری نصرآبادی
    بسیار عالی
  • ۶ مهر ۹۶، ۰۸:۴۲ - مهندس رضا عباسی
    لایک
پیوندها
چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۱۶ ب.ظ

مقولات پیچیده

سلام

1.مستاجر بالایی بعد از سه ماه این هفته اون هفته شنبه جمعه سرماه ته ماه کردن باز بامبول کرده پول منو بدید میخوام بار کنم. اخه الاغِ پررو بعد از 50 بار گفتن این دروغ باز هم انتظار داری باور کنیم که خونه گیر اوردی میخوای بری و دو روز دیگه نمیگی که اون خونه جور نشد. تازه اینکه اسبِ ابی تا وقتی کلید ندی ک ما یه پاپاسی کف دستت نمیزاریم. خر خودتی گاو آهن!!!


2.یکی دو روز میشه رفتم تو مود سخت کوشی دارم درس میخونم که برای ازمون استخدامی اماده باشم. البته فقط الان حس و فکر سخت کوشی رو دارم هنوز به اون صورت وارد مراحل عملیاتی نشدم.


3.لاستیک جلو سمت راننده اوضاع خوبی نداره انگار که کم باد شده باشه. باید ببرم تنظیم باد یا پنچر شدم یعنی؟؟؟؟؟


4.یه استوری عاشورا گذاشتم با این مضمون که #عاشورای_88_را_فراموش_نمیکنیم. مریم دختر محمود یه ریپلای به تستوریم داده بود. منم ک میدونستم اونا از نظر سیاسی ک موضعی دارن و البته دلبسته ی شوهرعمه ی اشوبگرشون هستن دایرکتشو باز نکردم. و هر بار میرم اینستا ناخواسته میگم "تو کی باشی که من بخوام دایرکت تورو باز کنم." و البته در اثر حرص و جوش بیش از حد دیگه ن استوریامو باز میکنه نه پست لایک میکنه:)))))) خلن مردم:)))))


5.اقا عاشق ارت گیم سازی شدم حتما دوست دارم ارت و داستان پردازی گیم رو یاد بگیرم عاشقشم^_____^


6.میخوام واسه تولد داداش یه تیشرت با طرح هری پاتری و یه کتاب خف و فک انداز از "فیلیپ کی.دیک" براش بخرم. ولی هرچقدر گشتم جایی پیدا نکردم ک درست حسابی بشه ازش فیلیپ کی دیک خرید.


7.الان (رایت نو) یادم افتاد قرار گذاشته بودم وبلاگم رو محاوره ای ننویسم:| از مورد بعدی رعایت میشه.


8.متاسفانه در جامعه ای زندگی میکنیم که میان مردمانش ازدواج مقوله ای است که ارزش افراد را دستخوش تغییر میکند. اگر شما بعنوان جوانی که در ایران زندگی میکنید تا سن بزرگسالی و میانسالی ازدواج نکنید شما یک فرد بی ارزشو کم اهمیت تلقی خواهید شد که هیچ توان و حرمتی ندارد و تا حد زیادی قابل احترام نیست. این موضوع اگر یک دختر باشید بیشتر خودش را نشان می دهد. باید تلاش زیادی کنید تا از گود مهمانی ها و دورهمی ها کنار گذاشته نشوید. کم کم دوستانتان ارتباطشان را با شما کم میکنند سپس اقوام و خانواده فراموشتان میکنند. به مجالس مهمانی ها جشن ها دعوت نخواهید شد. کسی به مهمانی هایتان نمی اید. کسی برای همراهی در سفر با شما تماس نمیگیرد. مورد ترحم قرار میگیرید قلبتان میشکند تنها میشوید افسرده میشوید دست تنها میمانید و باید تمام کارهایتان را خودتان انجام دهید. بیماری و افسرگی سراغتان می اید. قرص میخورید دکتر میروید ناتوان میشوید. از یک موجود ترحم برانگیزِ فراموش شده به یک دردسر و مزاحم برای نزدیکانتان تبدیل میشوید. از شما متنفر میشوند. زندگی رقت انگیزتان را ادامه میدهید تا بمیرید..


9.در فضای توصیف شده در پاراگراف قبل شما دختری هستید که دارید وارد 25سالگی میشوید. دختری که نه دانشگاه رفته نه کار میکند و نه خواستگار دارد. وحشت میکنید نه از واقعیت موجود و موقعیتِ واقعیِ موجود! بلکه از اطرافیانتان از رفتارهایشان که ریز دارد تغییر میکند وحشت میکنید. حتی اگر از ازدواج کردن متنفر باشید برای فرار از وضعیت موجود به ان احتیاج پیدا میکنید. برای فرار از شیر خود را در دهان تمساح بیندازی. ساناز صمیمی ترین دوستم (سابقا) نامزد دارد. هنوز تحقیرهایش را در گوش دارم. هنوز از یاداوریشان قلبم میشکند. یکبار به دروغ به اون گفتم من هم نامزد دارم رفتار و سکناتش چقدر محترمانه شد! احترام! چیزی که خیلی وقت بود دیگر در رفتار و حرف زدنش هایش با خودم نمیدیدم.


10.عباسِ حسین تو.. خود مرهم دل های شکسته باش:'''''''(

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۹
خانم جولی لیپن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">